close
تبلیغات در اینترنت
ازدواج موفق
loading...

ثبت نام وام ازدواج

ازدواج موفق

فلسفه و تاريخچه حلقه ازدواج

مدیر سایت بازدید : 39 شنبه 02 تير 1397 : 19:32 نظرات ()

در قرن‌های ۱۵ و ۱۶ ایتالیایی‌ها از حلقه‌ی ازدواج استفاده میکردند که عمدتاً از جنس نقره بوده و با مینای سیاه_مینا کاری می‌شد. اروپاییان قرون وسطی نیز از الماس برای حلقه‌ی ازدواج استفاده می‌کردند و قدرت آن را حافظ پیمان ازدواج میدانستند. دهقانان ایرلندی نیز بر این عقیده بودند که ازدواج بدون حلقه‌ای از جنس طلا قانونی و مشروع نیست. در ارکنی (منطق‌های در اسکاتلند) دو میدان بزرگ به احترام ماه و خورشید وجود داشت.

 در یونان مدرن دو حلقه مورد استفاده قرار میگیرد، حلقه‌ی طلایی برای داماد و نقره برای عروس که به نشانه یگانگی و برابری مبادله می‌شود، ولی در واقع ارزش بیشتر حلقه‌ی مردان نشاندهنده‌ی برتری موقعیت آنهاست. در دوره‌ای نیز حلقه‌ی آهنی مرسوم بود که به نشانه‌ی تعهد برای نامزد (عروس) فرستاده می‌شد.

این حلقه‌ی آهنی به عنوان نماد دوام و پایداری پیمان ازدواج ساخته می‌شد. در دوره‌های قبل حلقه‌هایی از جنس برنج و مس نیز دیده شده است. از نظر شکلی نیز یک حلقه‌ی ساده همیشه تنها شکل حلقه‌ی ازدواج نبوده و گاهی اشکال مختلفی روی آن تراشیده و کندهکاری شده مثل یک کلید برای نشان دادن اقتدار خانگی زن.

 قرن‌ها پیش اگر دوشیز‌های قصد ازدواج داشت به گردش دور سنگی میپرداخت که به نام ماه نامگذاری شده بود و پسر نیز به دور حلقه‌ی خورشید میگشت سپس هر دو در محل سنگی که به نام آدین (خدای خدایان) نامگذاری شده بود به یکدیگر ملحق شده و دست‌های آن‌ها در محل حلقه‌ی زناشویی که سوراخی در سنگ بود، به یکدیگر میرسید و آن‌ها به این وسیله وفاداری و تعهد نسبت به یکدیگر را اعلام کرده و زن و شوهر می‌شدند. مراسم طلاق بسیار ساده‌تر بود، به گونه‌ای که زن و شوهر میتوانستند با یکدیگر وارد کلیسا شده و سپس هر یک از دری متفاوت بیرون بروند. در میان انگلونورمان‌ها حلقه در انگشت میانی دست راست قرار میگرفت، اما در اواخر قرن ۱۷ این رسم تغییر کرد. کویکر‌ها یعنی اعضای کلیسای The Society of Friends حلقه‌ی ازدواج را به عنوان بقایای برتری مشرکان و کافران رد کردند و اکنون نیز برخی پیوریتن‌ها سعی میکنند به همان دلیل، چنین رسمی را منسوخ کنند. اگرچه حلقه برای ازدواج در کلیسای انگلستان کاملا ضروری بود، اما جنس و سایز آن اهمیتی نداشت.

 در ایسلند که نامزدی و ازدواج هر دو به وسیله پول پذیرفته می‌شد، حلقه کمتر ضروری به نظر می‌رسید چرا که انتظار میرفت دختر هدایای خود را نقدی دریافت کند. با این حال حلقه در این کشور استفاده میشد، اما به سختی حلقه‌ی انگشت نام می‌گرفت چرا که به اشکال مختلف از استخوان، سنگ، کهربای سیاه، طلا و نقره ساخته می‌شد و گاهی اوقات به حدی پهن بود که اجازه نمی‌داد دست از آن عبور کند. در مراسم نامزدی داماد چهار انگشت و کف دست خود را از این حلقه عبور می‌داد و با این روش می‌توانست دست عروس خود را بگیرد. انداختن حلقه در انگشت چهارم دست چپ بر اساس این اعتقاد قدیمی صورت می‌گیرد که رگ این انگشت به طور مستقیم به قلب می‌رسد. البته این واقعیت هم وجود دارد که فلز کم استقامت‌تر در انگشت و دستی که کمتر از دست و انگشتان دیگر استفاده می‌شود، کمتر دچار صدمه و آسیب می‌شود. گفته می‌شود که حلقه در میان انگلو نورمان‌ها در دست راست انداخته می‌شد و بعد‌ها به دست چپ تغییر کرد یعنی همان دستی که از نظر رتبه پایین‌تر است.

 

 

همچنین عده‌ای معتقدند این انگشت به دلیل این رسم قدیمی بر دیگر انگشت‌ها مرجح شده که انگشت اول (شست) را به نام پدر، انگشت دوم به نام پسر و انگشت سوم را به نام روحالقدس نامگذاری کردهاند؛ بنابراین داماد پس از اینکه این سه انگشت را نام برد و از آن‌ها گذشت حلقه را به دست عروس میاندازد. قدیمی‌ترین گزارش از تبادل حلقه‌ی ازدواج از مصر باستان به دست آمده که مربوط به ۴۸۰۰ سال پیش است. برای رومی‌ها پذیرش حلقه از جانب بانوی جوان پذیرش نوعی محدودیت بود و پذیرش این قانون که دختر دیگر آزاد نیست. اکنون نیز حلقه و پذیرش آن بخشی از مراسم مذهبی در کلیساست. اکثر مردم اکنون حلقه‌ی ازدواج را در دست چپ خود میاندازند. گرچه برخی زنان اروپایی در دست راست هم از آن استفاده میکنند.

 در اسکاندیناوی هم رسمی است که برخی از زنان از سه حلقه استفاده میکنند. یکی برای نامزدی، یکی برای ازدواج و دیگری برای مادری. عروس‌های یهودی نیز حلقه‌ی ازدواج را در انگشت سبابه میاندازند، انگشتی که با آن طبق آنچه در تورات خواندهاند به این کتاب اشاره میکنند. آیا مردان از حلقه‌ی ازدواج استفاده میکنند؟ استفاده‌ی مردان از حلقه نسبتا جدید است.

 تا میانه قرن ۲۰ بیشتر زنان بودند که حلقه در دست می‌کردند که شاید یادآور روز‌هایی بود که زنان جزیی از املاک و دارایی‌های همسر بودند. بعد از جنگ جهانی دوم، بسیاری از مردان با جدایی‌های طولانی مدت از همسران خود مواجه شدند و از آن زمان آن‌ها نیز شروع به استفاده از حلقه به عنوان نشانه‌ای از تاهل خود کردند آنچه موجب می‌شود همواره به یاد همسران خود باشند.

 

منبع: بیتوته


خانم‌های متاهل توجه کنید: چیزهایی که درمورد ازدواج نمی‌دانید ممکن است ایجاد مشکل کند. بعنوان مثال، اگر برای موضوعاتی که می‌خواهید با شوهرتان حرف نزنید، او متوجه آن نخواهد شد. و طریقه حرف زدن شما درمورد مسائلتان هم ممکن است کارها را خراب‌تر کند. ازدواج کردن کار ساده‌ای است. اما متاهل ماندن سخت‌ است. در زیر به توصیه‌های متخصصین درمورد اشتباهاتی که اکثر خانم‌ها در ازدواج مرتکب می‌شوند که باعث سست شدن پایه‌های زندگی‌شان می‌شود، اشاره می‌کنیم. در ادامه این مطلب را به نقل از مردمان بخوانید.

 

۱. همیشه سعی در راضی نگه داشتن شوهرتان دارید.

بعضی از خانم‌ها برای چیزهایی که می‌خواهند سریع عقب می‌کشند. در چنین روابطی زن صرفاً یک وسیله برای شوهر است نه یک شریک کامل و برابر در ازدواج. این خانمها همه زندگی‌شان را وقف شوهرشان می‌کنند و چیزی برای خودشان باقی نمی‌گذارند.

 

بیشتر وقت‌ها دلیل این کارشان این است که از شروع دعوا و ناراحتی می‌ترسند و یا به طریقی ناخودآگاه تصور می‌کنند که برای حفظ یک رابطه، باید خواسته‌های خودشان را کنار بگذارند. این رفتار موجب خشمی می‌شود که بالاخره طغیان خواهد کرد.

 

راه‌حل چیست؟ دغدغه‌هایتان را، چه درمورد کار خانه باشد، چه تربیت بچه‌ها یا نگذراندن وقت کافی با شوهرتان یا برای خودتان، به طریقی منطقی مطرح کنید. مثلاً ممکن است شوهرتان دوست داشته باشد آخر هفته‌ها با دوستانش بیرون برود اما شما بخواهید که او وقتش را با خانواده‌اش بگذراند. می‌توانید این را با او مطرح کنید و به طریقی مسالمت‌آمیز راه‌حلی برای موضوع پیدا کنید.

 

۲. توقعاتتان را روشن بیان نمی‌کنید.

زوج‌هایی که زندگی زناشویی موفقی دارند، از همان ابتدای ازدواج توقعات و انتظارات خودشان را چه درمورد تقسیم کار، چه نگهداری بچه‌ها و چه درمورد مسایل مالی، برای هم روشن کرده‌اند. اما خیلی‌ها این بحث‌ها را در ابتدای ازدواج نداشته‌اند و طبق چیزی که در ذهنشان می‌گذرد عمل می‌کنند چون اینطور بزرگ شده‌اند و تصور می‌کنند که چیزی که برای آنها خوب است برای همسرشان هم قطعاً مفید خواهد بود. اگر انتظارات دو طرف متفاوت باشد و دو طرف دچار سوءتفاهم در این زمینه باشند، خشم و عصبانیتی در آنها ایجاد خواهد شد.

 

۳. لحن حرف زدن را دست‌کم می‌گیرید.

هر کسی که حرف بزند، چه زن و چه مرد، لحن صحبت اگر آمیخته با کمی منفی‌گرایی باشد، مطمئناً ایجاد مشکل خواهد کرد.

 

اگر نگرانی دارید، آنها را به طریقی احترام‌آمیز به زبان آورید، نه به طریقی آزرده‌خاطر و کلافه.

 

به هر ترتیبی که شده، چیزی که اذیتتان می‌کند را در میان بگذارید. اما این کار را به طریقی انجام دهید که بتوانید به راه‌حل برسید نه اینکه راه‌حل را از شما دورتر کند.

 

۴. سبک گفتگویتان تطابق ندارد.

اگر تصور می‌کنید شوهرتان حرف‌های شما را نمی‌شنود یا نمی‌فهمد، بد نیست راه‌هایی را برای وارد شدن به فکر او پیدا کنید.

 

بعضی از خانم‌ها سعی می‌کنند با تکرار کردن یک مشکل یا شکایت، شوهرشان را متوجه حرفشان کنند. این به نظر مردها غر زدن می‌آید اما دلیل آن فقط داشتن روش‌های متفاوت برای گفتگو است.

 

در این شرایط یک طرف می‌خواهد حرف بزند اما طرف مقابل نمی‌داند چطور باید پاسخ دهد و به همین دلیل به نظر خاموش می‌آید و به همین علت گوینده بیشتر و بیشتر تکرار می‌کند.

 

اگر این اتفاق در زندگی شما هم زیاد می‌افتد، یادتان باشد که مکث کنید تا همسرتان چیزی که گفته‌اید را هضم کند و برای فکر کردن به آنچه شنیده است وقت داشته باشد.

 

۵. یادتان می رود نشان دهید که قدر او را می‌دانید.

بعضی از خانم‌ها آنقدر درگیر بچه، کار و خانه‌داری می‌شوند که یادشان می‌رود رفتارهای کوچکی که بطور قابل توجهی به محکم کردن پایه‌های ازدواجشان کمک می‌کند، از خود نشان دهند.

 

در روابط سالم، رفتارها و حرکات مثبت بسیار زیادی است که مکرراً از دو طرف دیده می‌شود. رفتارهایی مثل لبخند زدن، ارتباط چشمی، در آغوش گرفتن و نوازش کردن. نظرات کلامی مثل، «من با این حرفت موافقم»، «آره این خیلی خوبه» و یا حتی یک «بله» معمولی. گوش دادن، تایید کردن، تحسین کردن، و ابراز محبت – همه اینها انرژی مثبت را در رابطه پراکنده خواهد کرد.

 

چنین رفتارها و حرکاتی، به هر دو طرف یادآور می‌شود که همدیگر را دوست دارند. قلب هر ازدواج موفقی، دوستی است. این باور که یک ازدواج اگر خوب باشد خودش پابرجا خواهد ماند کاملاً اشتباه است. یک ازدواج خوب در نتیجه یاد گرفتن خودتان و یاد دادن به طرف مقابلتان ایجاد خواهد شد. مطمئناً در ۳۴ سالگی دیگر مثل ۲۴ سالگی رفتار نخواهید کرد.

منبع: مردمان 


مهمترين ملاك هاي ازدواج موفق

مدیر سایت بازدید : 54 شنبه 02 تير 1397 : 18:32 نظرات ()

آدمی پیوسته در معرض شرایط و انتخاب های مختلفی قرار می گیرد که سبب می شود اندکی تامل و فکر کند تا بتواند بهترین راه ممکن را پیدا کرده و موفق شود، البته در برخی موارد گرفتن مشاوره از سایرین و بقولی افرادی که پیش تر چنین تجربه مشابهی را داشتند بد نیست و می تواند کمک خوبی در راه رسیدن به مقصد محسوب شود.

 

یکی از این شرایط و انتخاب هایی که شاید هر کسی را درگیر خود کند مساله ازدواج و ملاک های مدنظر افراد برای این امر است که باید منطقی و بنیانی باشد.

 

بقيه در ادامه مطلب ...

 


تبلیغات
Ads_Image
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 92
  • کل نظرات : 2
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 17
  • آی پی دیروز : 25
  • بازدید امروز : 56
  • باردید دیروز : 57
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 315
  • بازدید ماه : 1,188
  • بازدید سال : 18,937
  • بازدید کلی : 23,338